درباره بهشهر و نقاط دیدنی:

نتیجه تصویری برای بهشهر
درباره بهشهر

"اشرف البلاد/بهشهر"،از زمره شهرها و بلادِ تاریخی و تمدنی ایران و منطقه خاور میانه است که دارای تاریخِ پرفراز و فرودِ فراوانی است.هرگونه نگرش نسبت به این ناحیه ، بدون درک و برداشت فرایندهای تاریخی آن،به سانِ چراغی بی سوخت و بی نور ماند.در واقع، بینش و نگرش تاریخی نسبت به منطقه ، نخستین گام در راه بازخوانیِ هویت بومی- محلی و میراث تاریخی و تمدنی آن و نیز حصول یک گفتمانِ ریشه دار و متقنِ فرهنگی در راه توسعه و پویایی شهر می باشد. این مقاله بر آنست: نگرشی اجمالی به "پیشینه شهر زیبای اشرف البلاد/بهشهر" به لحاظ تاریخی داشته و آنرا در آینه تاریخ تا پایان دوره پهلوی دوم به تصویر کشاند.

مازندران که سابقاً ، طبرستان نام داشت،قسمتی از ایالت قدیمی"فرشوادگر/ پشتخوارگر"و طبق مفاد مذکور در نامه معروف تنسر،"دارمسته تر/Darmester " به شمار می رفت و از قرن 7هجری(13م)،مقارن با حمله مغول،نام طبرستان متروک و عنوان"مازندران"معمول گردیدومنطقه"اشرف /بهشهر"نیز یکی از ایالت آن محسوب می شد.

نام آن قبل از صفویه،"پنج هزار، پنج هزاره"،"خرگوران"و سپس،"آسیاب سره"،جزء قلمرو اسپهبد کبودجامه گان بود و در عصرشاه عباس صفوی به " اشرف/اشرف البلاد/اشرف الملوک"و در دوره پهلوی اول(رضا پهلوی)به "بهشهر"تغییر نام یافت.(4)اشرف در سال1021ق. به امر شاه عباس صفی بنا گردید و به صورت شهرِ مدرن درآمد و بعنوان پایتخت دوم ایران در عصر زمامداری صفویان قرار گرفت، به نحوی که مکتوبات"اسکندر بیک ، منشی مخصوص شاه عباس" در کتاب "تاریخ عالم آرای عباسی "، مؤید این ادعا می باشد.وی از اشرف بعنوان "دارالسلطنه و دارالخلافه" یاد کرده که به ترتیب فوق به دستور شاه ایران ساخته شدو "اشرف البلاد" نام گرفت . بعدها،این شهر بعنوان مقرتابستانی سلطنت صفویه و شاه عباس در آمد. امیر پازواری، شاعرتبری گوی عصر صفوی، نیز در این باره در دیوان خود چنین می سراید:

شاه اون شاهه که اشرف رهِ جا بِساته / ستون به ستون قرض طلابِساته

سنگ مرمره آدم نما بِساته /  فلک دگِته کارمِ سرا بِساته

شاه آن شاهی است که اشرف البلاد را ساخت/ ستون به ستون آنرا طلا ساخت

دیوارهای سنگ مرمر را به مانندآینه در آورد/  فلک نامهربان ، کاروانسرا ساخت

 سرزمین فوق به نظر دکتر بهرامی که " اشرف الملوک" نامیده می شد در سال مذکور، به امر شاه عباس بنا گردید و " اشرف البلاد" نام گرفت . به اعتقاد دکتر منوچهری ستوده: "شهر اشرف از قرار مشهور، ملکی بود از مال و سکنی پیرزنی معروف به خرگوران. شاه عباس را ملک پسند افتاد ، از پیرزن ابتیاع نمود و در عهد سلاطین صفویه آبادان و مهمور بود"، اما به نظر شیخ علی گیلانی،قبل از آبادی اشرف توسط شاه عباس ولایت پنج هزاره و از جمله ، اشرف مدتها در اختیار فردی به نام"سیدعباس" ، از سران سادات بابکانی قرارداشت.

"لرد کرزن"، سفیرکبیر بریتانیا در ایران هم در کتاب" ایران و قضیه ایران" نیز در این باره، چنین آورده است: اشرف البلاد یا نجیب ترین شهرهای ایران به وسیله شاه عباس ساخته و به آن نام لقب داده شد".همچنین، اشرف به زعم "رابینو"،کنسول بریتانیا در گیلان و مازندران در عصر قاجار ،"از زمره شهرهای مهم عصر قاجار به مانند ساری حاکم نشین ، بار فروش(مرکزتجارت)و مشهد سر(بابلسر)بود".

مردم اشرف البلاد،جدا از ساکنان بومی،از تیره های مختلفی که عمدتاً ، از سرزمین های مجاور به این منطقه کوچانده شده اند، تشکیل شدند.درسال1023ق.پانزده هزار خانواده از شیروان ، ارامنه(تیره های مسیحی)و گرجی از قفقاز(تیره های گرجی) به فرمان شاه عباس به اشرف منتقل گشته و در جشن نوروزسال1028ق.در"کاخ باغ خلوت اشرف" در حضور شاه به اسلام گرویدند و برخی دیگر ، در سالهای بعد،به علت ناسازگاری آب و هوا در گذشتند و پاره ای از آنها به جلفای اصفهان و دسته ای نیز در منطقه گرجی محله اشرف(بهشهر کنونی)و روستای گرجی محله کوسان ساکن شده اند. "پیتردلاواله" ، جهنگرد ایتالیایی زمان شاه عباس صفوی که در جشن نوروز مزبور در اشرف حضور داشت ، مراتب مذکور را نیز در سفر نامه خود تائید نموده است.

"اهالی مهر" از بومیان خراسان ، به منظور حفاظت از تشکیلات سلطنتی زمان شاه عباس اول به اشرف آورده شدند. این گروه که بعدها ، تامین کننده یخ مصرفی دربار شاه عباس در اشرف بوده اند ، به "یخکشی ها"معروف و درواقع، ساکن فعلی روستای یخکشِ هزارجریب بهشهر را تشکیل می دهند.

"قبایل افغانی" نیز به وسیله نادر شاه افشار در قره تپه (شمال غرب اشرف) و " تیره های ترکستان" ، مشهور به " ایلات عمرانلو" یا اجداد عمده ساکنانِ کنونی گلوگاه و محال اطراف و نیز"تیره های گرایلی" در زمان آغا محمدخان قاجار(نخستین پادشاه قاجار)به ترتیب، از"قره باغ(روسیه)،کالپوش و صحرای یموت" به این نقطه آورده شده و تیره اخیر در آندرود،میاندرود و قره طغان نکاء ساکن گردیده اند. سرانجام ،"تیره های لر" در دوره کریم خان زند به سواحل دریای خزر،زاغمرز،استرآباد(گرگان)و حسین آبادِ اشرف کوچانده شده و در آنجا مستقر گردیدند. همچنین،برخی از اعراب توسط آغامحمدخان به مازندران شرقی آورده شدند.آنها برای نخستین بار،گاومیش را به مازندران آوردند.

نقاط دیدنی:

پارک ملت بهشهر

نتیجه تصویری برای پلنگ خیل بهشهر
نتیجه تصویری برای پارک ملت بهشهر
نتیجه تصویری برای پلنگ خیل بهشهر

پلنگ خیل

چشمه‌ زيباي‌ پلنگ‌ خيل‌ در دل‌ جنگل‌ در پايين‌ دست‌ غربي‌ عمارت صفي آباد قرار دارد. اين چشمه در فاصله 3 كيلومتري از جنوب غربي بهشهر قرار دارد كه باتوجه به كم بودن ميزان آب خروجي آب اين چشمه اندك بوده و لذا جمعيت كمتر در پايين دست رودخانه (بخش زيروان) نسبت به ساير نقاط منطقه بهشهر زندگي مي نمودند.

تراز خروجي آب اين چشمه از محل قرارگيري كاخ باشكوه صفي آباد بالاتر بوده و بنابراين به مهندسين زمان شاهان صفوي اين امكان را داده است كه از تكنيك اختلاف تراز (مابين چشمه پلنگ‌خيل و كاخ صفي آباد كه به اصلاح محلي آب چشمه بر كاخ سوار مي‌باشد ) استفاده نموده و با ايجاد آبراهه هاي مصنوعي (به عنوان نمونه ميتوان تنبوشه هاي سفالي ) مسير طبيعي آب چشمه را عوض نموده و به سمت كاخ هدايت نمايند . آب چشمه از ميان كاخ عبور نموده و از سمتي كه اكنون كارخانه بهپاك وجود دارد خارج مي شده و نهايتا زمينهاي كشاورزي پايين دست را مشروب مي نمود . دراين خصوص لازم است ذكر شود كه اين آبراهه ها با توجه به تغيير سيستم آبرساني به سيستم لوله كشي تخريب شده اند و تنها همان زمينهاي كشاورزي پايين دست چشمه از اين منبع مهم آب منطقه استفاده مي نمايند.

آبشار سنگ نو:

این آبشار در منطقه جنوبی بهشهر و در 3 کیلومتری دل جنگل های جنوبی بهشهر قرار دارد وجه تسمیه آن به این خاطر است که به خاطر فشار آب یک حوض بزرگ سنگی و یا به اصطلاح مازنی یک نور سنگی در زیر آبشار درست شده و به آن سنگ نور اطلاق می گردد. مجموعه ديدني سنگ نو در اعماق جنگل هاي كوه هاي پيش كوه جهان مورا در البرز شرقي قرار گرفته و شامل چهار آبشار است كه بزرگترين آن حدود 12 متر ارتفاع دارد.

پوشش گياهي منطقه به طور عمده درختان بلوط وحشي انجيلي ممرز و انواع سرخس به ويژه گونه سرخس عقابي است. رودخانه در اثر فرسايش بستر رسوبي در طول زمان ايجاد شده و آب آن بسيار گواراست.

از قسمت جنوبي محله فراش محله بهشهر تا آبشار پاي پياده حدود يک ساعت و نيم راه است. دره زيباي سنگ نو مانند تونلي سبز به عرض سه تا هشت متر، پوشيده از خزه ها و سرخس هاي زيبا است که سقف آن توسط درختان پرپشت جنگلي احاطه شده و آبي زلال و گوارا در ميان آن در جريان است. مسير سنگ نو مانند سنگ فرشي زيبا شما را به دل جنگل هاي بکر و مرموز اين منطقه مي کشاند. براي دسترسي به آبشار اصلي سنگ نو حدود دو تا سه ساعت پياده روي از ميان اين دره زيبا و باريک لازم است که توصيه مي شود اين کار هرگز به تنهايي صورت نگيرد و صعود از اين دره به صورت گروهي باشد زيرا شيب تند دره و سنگ هاي بزرگ و لغزنده و جريان آب در اين مسير براي هر فردي مي تواند خطرناک باشد.این جنگل و آبشار زیبا یکی از مناطق بسیار دیدنی بهشهر می باشد که قابلیت سرمایه گذاری کلان جهت جذب توریست را به مانند آبشارهای شیرآباد و کبودوال دارد.


نتیجه تصویری برای سنگ نو

نتیجه تصویری برای گورستان سفیدچاه

گورستان سفیدچاه:

گورستان سفید چاه مربوط به دوره تیموریان است و در شهرستان بهشهر، بخش یانه سر، روستای سفید چاه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ باشماره ثبت ۷۸۴۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. قبرستان تاریخی سفید چاه مربوط به دوره تیموریان است و در شهرستان بهشهر واقع شده و این اثر به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. قبرستانی که با سنگ های عمودی خاکستری و حکاکی های عجیب و غریب این سنگ ها، عنوان اولین قبرستان مسلمانان ایران را با خود یدک می کشد.این قبرستان با قدمتی بیش از هزار و 220سال، با نقشهای عجیب روی سنگهایش در جاده ارتباطی شهر گلوگاه در شرقی ترین نقطه استان مازندران قرار دارد.  اسم روستای سفیدچاه را گورستان اسرارآمیزش سرزبان‌ها انداخته. در منطقه گلوگاه بهشهر، تقریبا کسی نیست که چیزی از داستان‌های شگفت‌انگیز گورستان تاریخی این روستا نشنیده باشد. مردم گلوگاه از 50 پارچه آبادی دور و اطراف، مرده‌هایشان را به دوش می‌گیرند و الله‌اکبرگویان به سفیدچاه می‌آورند تا جایی در گورستان این روستا برایشان دست و پا کنند. آنها معتقدند که خاک سفید این روستا نمی‌گذارد اجساد مردگانشان بپوسد.گورستان پرطرفدار سفیدچاه روز به روز بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و کم‌کم خانه‌ها و زمین‌ها را پس‌می‌زند تا برای مردگان جا باز کند. این گورستان به‌جز خاک سفید رنگش، یک تفاوت دیگر هم با دیگر گورستان‌های ایران دارد؛ در بخش تاریخی گورستان، تقریبا تمام سنگ‌قبر‌ها بالای سر مزار متوفیان سر پا ایستاده‌اند. سنگ‌قبرهایی که هر کدام تابلوی اعلاناتی هستند برای شناساندن شخصیت فرد متوفی.

نتیجه تصویری برای شبه جزیره میانکاله

شبه جزیره میانکاله:

شبه جزیره‌ای است در منتهی‌إلیهِ جنوبِ شرقیِ دریای خزر، در دوازده‌کیلومتریِ شمالِ شهرِ بهشهر واقع در استان مازندران ایران. مساحت آن بیش از شصت‌وهشت‌هزار هکتار و ارتفاعِ آن بینِ ۱۵ تا ۲۸متر کم‌تر از سطحِ دریای آزاد است.این شبهِ‌جزیره، خلیج گرگان را از دریای خزر جدا می‌کند. زمین‌های شبه‌جزیره بوته‌زار بلند هستند و از قدیم مرتعِ گاوداران بوده‌است.در نوکِ خاوری این شبه‌جزیره روستای آشوراده قرار دارد که دارای تأسیساتِ شیلاتی است. آشوراده در فاصلهٔ کم و در روبه‌روی بندر ترکمن(بندرِشاهِ سابق) واقع شده‌است. این شبه‌جزیره از شمال به دریای خزر، از شرق به آشوراده، از جنوب به خلیجِ گرگان و از غرب به بندر جدید امیرآباد محصور است.از روستاهای طول این شبه‌جزیره عبارت‌اند از: آشوراده، میان‌قلعه، قزل شمالی، قزل‌مهدی و قواسطل.نام میان‌کاله دگرگون‌شده نام میان‌قلعه است.(گال یا کال خدای ایران باستان می‌باشد. شاید معنای میان کاله بی ارتباط با خدای باستان ایران نباشد) در قدیم به این شبه جزیره انجیله و در مقطعی دیگر نیم‌مردان گفته می‌شد. تالاب میانکاله بخشی از این شبه جزیره است و در سوی باختر آشوراده قرار دارد. این تالاب اولین تالاب بین‌المللی ثبت شده در فهرست تالاب‌های کنوانسیون رامسر است. در این تالاب که ۱۰۰ هزار هکتار مساحت دارد ۴۰ گونه پرنده زندگی می‌کنند. زمین‌های آن مجموعه‌ای از شنزارهای ساحلی، زمیان‌های باتلاقی، آبگیرها، مرداب جنگلی با پوشش درختچه‌های گز، جنگل انارستان، بوته‌های تمشک و زمین‌های پست و گره‌افتاده هستند. میان‌کاله از مکان‌های مناسب برای پرنده‌نگری است پناهگاه حیات وحش میانکاله با وسعت ۶۸۸۰۰ هکتار همچنین یکی از ۹ ذخیره‌گاه زیست‌کره در ایران است.

نتیجه تصویری برای صفی آباد
کاخ صفی آباد:

این بنا در سال ۱۰۱۰ هجری قمری به فرمان شاه عباس کبیر ساخته شده. شاه عباس اول، از نظر علاقه مندی به فرزند دل بند خویش این بنا را کاخ صفی آباد نام گذاری کرد.كاخ صفي آباد در جنوب غرب شهرستان بهشهر (استان مازندران) و در بالاي ارتفاعات منتهي به دشت قرار دارد. اين كاخ در زمان شاه صفي نوه شاه عباس توسعه پيدا كرده و عمارت با شكوه صفي آباد مرهون توجه خاص شاه عباس بود. اين كاخ در ميان باغي زيبا به صورت بنايي مربع شكل كه داراي ابعاد 25 × 25 متر بوده و در دو طبقه ساخته شد. ورودي كاخ در سمت شمالي قرار داشته كه با عبور از پنج پله امكان دسترسي به داخل طبقه اول كاخ وجود دارد. طبقه اول داراي اتاق‌هاي متعدد بوده كه از طريق راهرو و هشتي امكان دسترسي به داخل آن وجود دارد. طبقه دوم نيز داراي راهرو و اتاق هاي زيبا است. بنا بر روايت مورخان ديوارهاي دروني كاخ داراي نقاشيهاي گوناگون بوده كه متاسفانه امروزه، اثري از آن بر جاي نمانده است. از مصالح به كار رفته در اين كاخ، سنگ، آجر و گچ است كه در قرن اخير بر اثر ويرانيهاي پياپي ساخته شد.اين كاخ در زمان حمله افغان‌ها آسيب ديده و در زمان نادر شاه تعمير و بازسازي شد. اين بنا در زمان قاجاريه نيز مورد مرمت قرار گرفت و در قرن اخير كاملا احياء شده است. از کاخ صفی آباد و تا باغ شاه بهشهر که به عمارت چهل ستون مشهور است، یک راه زیر زمینی احداث شده بود که در مواقع ضروری مورد استفاده عبور و مرور یا سایر جریانهای دیگر می گردید. فاصله  کاخ تا دریا در حدود ۱۶ کیلومتر است و در ایام سلطنت صفویه به ویژه شاه عباس کبیر این راه زیر زمینی جهت امور سوق الجیشی و جلوگیری از تهاجمات ازبکان و سایر ملل وحشی که در حول و حوش دریای خزر زندگی می کردند، استفاده می شد. در موازات کاخ صفی آباد چشمه  آبی موجود است که به چشمه «پلنگ خیل» شهرت دارد. این آب در ایام فرمانروایی صفویه با شکل روباز و قیمتی و نیز با تنپوشه‌های سفالی جریان داشت و در وسط ساختمان طبقه اول حرفی مرمر به شکل کثیر اطلاع احداث بود و در تمام طبقات ساختمان از دیواره و غیره به وسیله  تنپوشه‌های سفالی آب جریان داشت تا تهویه  هوا برای ایام تابستان یا احتیاجات دیگر شود. این کاخ تا سطح دریای خزر حدود ۶۵۰ متر ارتفاع دارد که چراغهای بندرتركمن و بندرگز از آن نمایان است و تا ۳۰ کیلومتر چشم انداز دارد. این کاخ در حدود ۷۰ سال پیش طعمه  حریق شده و به کلی آثار و شکوه باستانی خود را از دست داد. مصالح ساختمانی آن نیز به غارت برده شد. در سال ۱۳۱۵ رضا شاه دستور به تعمیر و مرمت کلیه تأسیسات کاخ را داد. مجموعه تاريخي صفي آباد که مشتمل بر يک کاخ و باغ بزرگي از دوره صفوي است پس از انقلاب اسلامي در اختيار وزرات اطلاعات قرار گرفت و تا اوايل سال 84 تصميمي درباره آزاد سازي عرصه و حريم اين کاخ صفوي گرفته نشده بود. با حضور مشاور در مجموعه باغ هاي تاريخي عباس آباد بهشهر به منظور تهيه طرح ساماندهي باغ‌ها، رئيس سابق سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري دستور آزاد سازي مجموعه صفي آباد را براي قرار گرفتن در طرح ساماندهي داد.در زمان رياست آقاي مرعشي، گفت‌وگوهايي با مسئولان اين سازمان انجام گرفت و طي آن قرار شد کل مجموعه کاخ‌ها آزاد شود اما اين کار هنوز انجام نگرفته است. اهالی شهر و کسانی که سالهای قبل از انقلاب را به خاطر دارند، می‌گویند در زمان شاه این ساختمان جهت بهره برداری جاسوسان آمریکایی در اختیار مستشاران آمریکایی بود و بعد از انقلاب فقط چند روزی به دلیل آگاهی دادن به مردم در مورد کارهای آمریکاییان درب آنرا گشودند و مجددا تا به امروز به دلیل اینکه ساختمان در اختیار یک نهاد نظامی است، از بازدید عموم جلوگیری می شود. به همین دلیل تا کنون عکس یا اطلاعات جامعی ای این شاهکار عصر صفوی در دست نیست.سیا خود مراکز بسیار پیشرفته‌تری، از جمله در شمال ایران، برای رصد فعالیت‌های موشکی و فضایی روس‌ها داشت.در اوج جنگ سرد، محمدرضا پهلوی، شاه ایران، که خود به شدت نگران مقاصد نظامی همسایه شمالی بود، به آمریکایی‌ها اجازه داده بود تا در ارتفاعات کبکان خراسان و صفی‌آباد بهشهر برای رهگیری سیگنال‌های الکترونیک برنامه هوا-فضای شوروی، تجهیزات پیشرفته‌ای نصب کنند.فیلیپ مک‌کیب می‌گوید که بین سال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳ خورشیدی دو سال در بهشهر و ۱۸ ماه در کبکان کار می‌کرد. او تصاویری از سایت کبکان را در اختیار بی‌بی‌سی فارسی قرار داده است.مرکز سیا در بهشهر در کاخ صفی‌آباد، در ارتفاعات مشرف به این شهر مستقر بود. مک‌کیب می‌گوید که این مرکز بیشتر به یک پایگاه نظامی شباهت داشت و کارکنان سیا روزی ۸ تا ۱۰ ساعت در یک اتاق بزرگ پر از تجهیزات الکترونیک پیشرفته فعال بودند.او گفت: «ما ۲۴ ساعت در روز و هفت روز هفته کار می‌کردیم. من و حدود ۲۰ نفر دیگر به نوبت شیفت عوض می‌کردیم. اگر قرار بود اتفاقی رخ دهد، مثلا موشکی پرتاب شود، ما آماده بودیم و تمام سیگنال‌ها و داده‌ها را ضبط می‌کردیم تا بتوانیم بعدا آن را تجزیه و تحلیل کنیم.»مک‌کیب همچنین می‌گوید: «ما همیشه یک کارت شناسایی حمل می‌کردیم که نشان می‌داد برای شاه کار می‌کنیم. پلاک خودروهای ما پلاک رسمی دولت ایران بود.»زندگی در کنار دریای خزر و صرف «غذای لذیذ ایرانی» که به گفته وی، توسط مردم محلی برای آمریکایی‌ها آماده می‌شد، خاطرات خوشی از بهشهر برای این سرمایه‌دار آمریکایی برجای گذاشته است.وی می‌افزاید: «اگر روس‌ها برای پرتاب موشک آماده می‌شدند، ما خبردار می‌شدیم. هرچه مربوط به برنامه فضایی آنها بود را رصد می‌کردیم.»آمریکا در پی سقوط حکومت شاه پایگاه‌های خود در کبکان و بهشهر را از دست داد که می‌تواند ضربه مهمی به توانایی جمع‌آوری اطلاعات آمریکایی‌ها از آزمایش‌های موشکی شوروی بوده باشد.

نتیجه تصویری برای چشمه عمارت

کاخ چشمه عمارت:

نام بهشهر پیش از دوره صفوی، تمیشه، نامیه، پنجهزاره، آسابسر و خرگوران بوده است. چون مادر شاه عباس، بهشهری بوده، وی با مسافرت به بهشهر، این شهر را پایتخت تابستانی خود ساخته و نام آن را به اشرف‌البلاد، یعنی بهترین و شریف‌ترین شهرها، تغییر داده است. او، کاخ‌ها و عمارت‌هایی را در بهشهر بنا نهاد. رکن الاسفار، از درباریان دوره ناصری، در سفرنامه خود وجه تسمیه دیگری را برای اشرف ذکر می‌کند. او معتقد است زمانی که شاه عباس این شهر را به صورت مدرن و امروزی بنا نهاد، پاره‌ای از درباریان گفتند «هذا اشرف من فرح آباد» و همین کلمه به مذاق شاه خوش آمد.

جِزی(آبشار اِسبِ او):

رودخانه

نتیجه تصویری برای بهشهر
نتیجه تصویری برای بهشهر

عباس آباد:

مجموعه تاریخی

مفاخر و بزرگان بهشهر:

نتیجه تصویری برای آیت اللّه شیخ ابوالحسن ایازی

 آیت اللّه شیخ ابوالحسن ایازی

عالم ربانی، حضرت آیت اللّه شیخ ابوالحسن ایازی از چهره های برجسته دانش و تقوا در خطه سرسبز مازندران بود. ایشان در سال 1310 شمسی در رستم کلای بهشهر دیده به جهان گشود. والد مکرمش مرحوم ملاحیدر ایازی که از فضلای ممتاز زمان خویش به شمار می رفت، به خاطر علاقه وافرش به مقام شامخ ولایت، نام ابوالحسن بر کودکش نهاد، بدان امید که در آینده از مروجین دین و ناشران اخلاق و مشی علوی گردد، که البته تقدیر الهی نیز چنین افتخاری را برای او رقم زد.پس از اتمام دوره دبستان، با ارشاد و هدایت پدر، به حوزه علمیه کوهستان که با مدیریت حضرت آیت اللّه کوهستانی اداره می شد، راه یافت و از محضر آن فقیه صمدانی، درس های علمی و عملی فراوانی گرفت.آیت اللّه ایازی درباره تحصیل خود در حوزه علمیه کوهستان می گوید: «از سال 1320 تا 1324 در حوزه علمیه کوهستان، مقدمات تحصیل را نزد استاد عارف، آیت اللّه کوهستانی طی کردم. او مانند ماه در میان اقران خود می درخشید و حوزه او نیز سرآمد حوزه ها بود. این هم از الطاف الهی بود که شامل حال شد. تحصیلات مقدماتی را در محضر استادی کسب فیض نمودم که از نظر تقوا و معنویت علاوه بر مقام علمی، سرآمد همه اقران بود. تمام حرکات و سکنات و زندگی زاهدانه اش، الگویی برای طلاب بود و در شخصیت سازی معنوی ام نقش به سزایی داشت».آیت اللّه ایازی پس از چندی استفاده از محضر فقیه و عارف کوهستان، و اعاظم حوزه علمیه ساری، برای ادامه تحصیل راهی حوزه علمیه قم گردید و با درک محضر چهره های پرآوازه علمی و اخلاقی قم و برخورداری از فضای ملکوتی بارگاه کریمه اهل البیت حضرت فاطمه معصومه سلام اللّه علیها، گام های بلندی در جهت ارتقای علمی و اخلاقی برداشت.آن عالم وارسته یک عمر در خانه ای گلی و کوچک و ساده که آن را هم از پدر به ارث برده بود، زندگی کرد؛ این خانه به حسینیه شان متصل بود که محل ملاقات های مردمی ایشان بود و با گشاده رویی از مردم استقبال می کرد. هیچ وقت اجازه نمی داد درب منزلشان را ببندند. می فرمود: نکند کسی به ما پناه بیاورد و در منزل ما را بسته ببیند و ناامید برگردد. غذایش ساده و کم بود. در طول سال، ظهرها ناهار را با میهمانان میل می کرد. بعد از ادای فریضه ظهرین، همه میهمانان را اعم از فقیر و غنی، عالم و بی سواد سر یک سفره با یک قرص نان و یک کاسه آش ساده پذیرایی می کرد.این فقیه و عارف وارسته در 12 اسفند 1380 همزمان با دوم محرم الحرام به لقاءاللّه و سرای باقی شتافت. پیکر پاک آن اسوه زهد و تقوا، در میان حزن و اندوه اقشار مختلف مازندران با حضور نماینده ویژه مقام معظم رهبری تشییع و در زادگاهش به خاک سپرده شد.حضرت آیت ا… سید صابر جبّاری در نهم فروردین ۱۳۱۷ در روستای متکازین از توابع شهرستان بهشهر در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشودند. پدر ایشان، حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمد جبّاری، که خود در کسوت روحانیت بودند از کودکی به تعلیم فرزندشان همّت گمارد؛ به طوری که ایشان در ۱۲ سالگی سطح مقدماتی علوم اسلامی را آموخته و آماده ی کسب معارف بالاتر شدند؛ لذا به حوزه ی علمیه ی کوهستان بار سفر بستند و نزد علمایی چون آیت الله العظمی کوهستانی، حجج اسلام سمچولی و سید زکریا حسینی متکازینی به تحصیل علوم حوزوی پرداختند.ایشان در سن ۱۴ سالگی توانستند جایزه ی ادبیات عرب در صرف و نحو را از دست عالم بزرگوار، آیت الله العظمی کوهستانی دریافت کنند. مدتی بعد به حوزه ی علمیه ی نوکنده نزد آیات عظام نصیری و ربانی رفته و قریب به یک سال بعد راهی حوزه ی علمیه مشهد شدند. سفر به مشهد باعث تلمّذ ایشان نزد اساتید بزرگی چون آیت الله ادیب نیشابوری و آیت الله مهدوی دامغانی شد؛ لکن ایشان که تحصیل در قم را در اندیشه می پروراندند، بعد از توقفی کوتاه در حوزه ی علمیه نوکنده، در سال ۳۷-۱۳۳۶ راهی قم شدند و دریچه ی فهم علوم اسلامی خود را با حضور در درس خارج فقه مرجع جهان تشییع، آیت ا… بروجردی، هرچه بیشتر گشودند. به طوری که با کسب نمره ی عالی در امتحان خارج فقه آن مرحوم مفتخر  دریافت شهریه از این درس نائل شدند. پس از آن با حضور در درس آیات عظام فاضل لنکرانی ،نوری همدانی ،مشکینی ،سلطانی ،شاهرودی ،حضرت امام خمینی(ره) ،مرعشی نجفی ،گلپایگانی ،میرزاهاشم آملی ،علامه طباطبایی ،بهجت و… مدارج عالی علوم اسلامی را آن چنان سپری کردند که در سال ۱۳۴۰ در سن ۲۴ سالگی به درجه ی رفیع اجتهاد نائل آمدند و از همان زمان در سطوح عالیه ی فقه و اصول در حوزه ی علمیه قم مشغول تدریس شدند.20 هزار سخنرانی ایشان در حوزه های مختلف اجتماعی، علمی، سیاسی و … نیز شاهد خوبی بر ارتباط نزدیک این بزرگوار با مردم و حضور در محافل عمومی مانند یادواره ها وهیات های مذهبی می باشد.ابتکارات ویژه ی ایشان ، راه اندازی دسته جات عزاداری در شب شهادت ائمه معصومین(ع) و حرکت به سوی مسجدی که به نام آن امام همام مزین شده است از جمله اقدامات در راستای نشر محبت ورزی و ارادت به آستان اهل البیت علیهم السلام در میان توده های مردم قلمداد کرد.حضور فعال این عالم خستگی ناپذیر در عرصه های مختلف باعث شد تا در سال ۱۳۷۵ به انتخاب مردم ولایتمدار استان مازندران به مجلس خبرگان راه یابند و تاکنون نیز در این کسوت به خدمت مشغول باشند. علاوه بر آن، عضویت در شورای سیاستگذاری ائمه جمعه ی استان مازندران و نیز قائم مقامی شورای مدیریت حوزه های استان مازندران نیز در زمره ی مسؤولیت های ارزشمند این عالم بزرگوار می باشد. ایشان در سال های بعد از انقلاب بانی خدمات عام المنفعه ی زیادی بودند که از آن جمله می توان به ساخت مدارس، مساجد و اماکن مذهبی متعدد، پیگیری جدّی برای ساختن بیمارستان های امام خمینی(ره) و شهدای بهشهر، ایجاد دانشگاه علم و فناوری مازندران، تداوم و بقاء دانشگاه پیام نور، ایجاد درمانگاه و خانه های بهداشت و از همه مهم تر ساخت مسجد جامع و مصلاّی بزرگ شهرستان بهشهر و… اشاره کرد.و سرانجام این عالم عامل پس از سال ها تلاش، مبارزه، مجاهدت و همراهی با مردم در ساعت ۶صبح ۹۳/۰۶/۱۰ پس از اقامه نماز صبح روح بلند و عرشی اش به ملکوت اعلی پیوست.

نتیجه تصویری برای هاشمی نژاد

آیت الله سید عبدالکریم هاشمی نژاد

شهید سید عبد الکریم هاشمی نژاد فرزند سید حسن در سال 1311 شمسی در استان بهشر از استان مازندران در خانواده متدین و مستضعف چشم به جهان گشود . پدرش مردی با ایمان بود و با یک مغازه کوچک مخارج خود و خانواده اش را تامین می کرد .سید عبدالکریم همانند بسیاری از نخبگان تاریخ از دوران کودکی هوش و ذکاوت و همت و حساسیت استثنایی داشت .او تا چهارده سالگی هم درس می خواند و هم بعد از ظهر ها با حضور در مغازه پدر به کمک او می شتافت .معنی فقر را می دانست و به نحوی درد مردم را حس می کرد .در این سن بود به ادامه تحصیل در حوزه عملیه گرایش پیدا کرد و این خواسته را با پدرش در میان گذاشت .پس از جلب حمایت پدر به حوزه علمیه آیت اللّه کوهستانی در روستای کوهستان واقع در 6 کیلومتری بهشهر رفت تا در کنار دوستان طلبه جوان این حوزه به خوشه چینی از خرمن علوم اهل بیت علیه السلام همت گمارد .او در طول چهار سال مقدمات حوزه و مقداری از سطح فقه را به پایان رسانید . وی چنان نبوغ از خود نشان داد که آیت اللّه کوهستانی به طرز چشم گیری بر امر تحصیل او نظارت داشت تا استعداد سرشار و فکر مستعدش در مدت کوتاه تحصیلات مقدماتی به هدر نرود .پس از این ایام با کسب اجازه از حضرت استاد عازم حوزه علمیه قم شد و به ادامه تجصیل در زمینه ی فقه و اصول پرداخت . شهید هاشمی نژاد پس از اتمام دروس متن و سطح ،در درس خارج از فقه اصول حضرات آیات اعظام بروجردی علامع طباطبایی و امام خمینی (ره) شرکت نمود و بیش از ده سال در حوزه علمیه قم به تحصیل و تحقیق پرداخت .دیگر اساتید وی عبارت بودند از شهید محراب آیت ا. . . صدوقی ،سید رضا صدر ،آیت ا. . . مجاهدی ،مرحوم داماد و. . .پس از رحلت آیت ا . . . بروجردی در سال 1340 شهید هاشمی نژاد به مشهد مقدس مشرف شد و در همان شهر ساکن گردید .در آنجا علاوه بر شروع تدریس فقه و اصول برای طلاب و تشکیل جلسات و منبر تبلیغی ،در درس فقه مرحوم آیت ا . . . العظمی سید محمد هادی میلانی (ولادت 1313 ه ق ) شرکت جست و چند سال هم در محضر فقیه بزرگ مرحوم آیت ا . . . شیخ مجتبی قزوینی ( متوفی 1386 ه ق ) به تحصیل پرداخت .از سال 1340 سید با برپایی جلسات تبلیغ و و عظ به آگاهی و بیداری مردم همت گماشت .پس از جریان 15 خرداد 1342 به سفرهای تبلیغی محرم و سفر و رمضان ،به شهرهای نیشابور ،شهرری ،چالوس و . . . می رفت و با طرح مسائل جدید به سوالات و مشکلات علمی و اجتماعی مردم پاسخ می گفت و اذهان آن ها را نسبت به حکومت جائر زمان ،روشنی بخشید به نحوی که باعث ممنوع المنبر شدن وی توسط ساواک شاه گردید .وی بعد از پیروزی انقلاب با رای قاطع مردم مازندران به مجلس خبرگان راه یافت و در تصویب قوانین حیاتی چون ولایت فقیه بیشترین نقش را ایفا کرد .شهید هاشمی نژاد علاوه بر سخنرانی به تالیف کتاب و اداره کانون بحث و انتقاد دینی می پرداخت و در اداره این کانون بیشترین نقش را داشت و جوانان بسیاری را جذب کرد . . . ایشان به مبارزه علنی اعتقاد داشت و معتقد بود که بیشتر برای مبارزه باید تلاش هایی نظیر تالیف کتاب و تشکیل محافل رسمی و علنی را ادامه داد وی به نسل جوان بسیار توجه داشت و معتقد بود که بیشتر باید روی جوانان کار کرد و مواضع اسلام و انقلاب را برای آنان تشریح نمود و افکار و اندیشه های اسلام و انقلاب را درمعرض افکار ،قضاوت و انتقال ذهنی افراد بویژه جوانان قرار داد و علاوه بر آن به تشکیل و تحزیب بسیار معتقد بود .ایشان نسبت به ائمه اطهار علیه السلام به شدت عشق می ورزید و با اینکه خود یک چهره انقلابی ،دارای افکار و بینش سیاسی و اهل تلاش در مسائل اجتماعی بود با وجود این بسیار سلیم النفس بود وبا ایمان و اعتقاد تمام به توسل و دعا ؛ذکر و عبادت می پرداخت . . . شهید هاشمی نژاد انسان با عاطفه ای بودند و معیارهای اخلاقی از جمله احترام به دوستان ،احترام به بزرگان ،احترام به استادان ،علما و دانشمندان را رعایت می کرد و مردی مودب و متخلق به اخلاق اسلامی بود .شهید هاشمی نژاد در برابر جریانات ضد خط امام فرد صریحی بودند و اگر زمانی در برابر امام راحل موضعگیری می شد .ابتدا مذاکره و بحث می کرد و خوب می توانست طرف را به زانو در آورد و تسلیم کند و وقتی هم که بحث های طرفین به جایی نمی رسید خیلی صریح و روراست در حد مصلحت در منبرها و منابع مجامع حرف می زد . . سید در قضایای جنگ تحمیلی چند نوبت به همراه مقام رهبری به مناطق جنگی رفت و اعتقاد داشت باید برای جنگ سرمایه گذاری کرد و در زمینه متوجه ساختن افکار و اندیشه ها به جنگ و همچنین جمع آوری کمکهای مردمی باید تلاش نمود و از نزدیک جبهه را دید و شرایط رزمندگان اسلام را درک کرد و نشان داد که روحانیت در کنار دیگر رزمندگان اسلام است و در برابر جنگ احساس وظیفه می کند و از هیچ کوششی دریغ ندارند .وی در دیدار با وزیر خارجه ژاپن نیز با صراحت متجاوز بودن عراق را گوشزد می کند و می گوید : «بنده اینجا نیامده ام که به شما بگویم ،آقای وزیر خارجه ژاپن ! عراق به ایران تجاوز کرد .ظلم کرد .خیانت کرده چرا شما بی طرفید ؟ شما اگر نمی دانید .باید تحقق کنید .ببینید کدام کشور متجاوز است .او را محکوم کنید .بی طرفی کار آدم عاقل و با فکر نیست .» شهید هاشمی نژاد با وجود تهدید عوامل ترور به واسطه ی ادامه ی راه مقدسش در تاریخ 7/7/60 بدست منافقین کوردل به فیض شهادت نائل آمد .شهید در طول زندگی اندیشه ای و پربارش آثار را به جای گذاشت . آثار باقی مانده از شهید

1ـ مناظره دکتر و پیر که در سال 1340 نوشته شد .این اثر دینی ،اجتماعی ، علمی و اعتقادی مهم حدود 20 بار تجدید چاپ شد

2 ـ درسی که حسین (ع) به انسانها آموخت : کتابی تاریخی که به برسی تحلیل عوامل و ریشه های نهضت کربلا و آثار و ثمرات آن پرداخته است .

3 ـ قرآن و کتابهای دیگر آسمانی : مجموعه ی ده شب سخنرانی در حسینیه ی ارشاد می باشد.

4 ـ پاسخ به مشکلات جوانان : نشریه کانون بحث و انتقاد دینی .

5 ـ مشکلات مذهبی روز

6 ـ مسائل عصر ما

7 ـ اصول پنجگانه اعتقادی ( 2جلد )

8 ـ مقالاتی چند در مجله مکتب اسلام

9 ـ رهبران راستین : درباره ی ثبوت و دلایل رسالت و خاتمیت

10 ـ هستی بخش

11 ـ راه سوم بینکمونیزم و سرمایه داری

12 ـ ولایت فقیه

13 ـ زهرا (سلام ا. . . علیها) و مکتب مقاومت

14 ـ تقریرات اصول آیت ا. . . شیخ علی کاشانی به زبان عربی ...

نتیجه تصویری برای آیت الله کوهستانی

آیت الله کوهستانی:

در یکی از روزهای سال 1308 قمری ( 1267 ه.ش ) در روستای کوهستان و در خانه علم و تقوا کودکی چشم به جهان گشود که سیمای ملکوتی اش آینده ای بس درخشان را نوید می داد. نامش را به نام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم « محمد » نهادند تا به برکت نام آن حضرت، منشأ حرکت سازنده و حیات بخش در جامعه آینده گردد.پدرش عالم پارسا و فقیه وارسته آیت الله  محمد مهدی کوهستانی از عالمان برجسته و با فضل به شمار می آمد. طبق مدارک و اسناد موجود، اجداد ایشان در اصل از کاشان بوده اند که قریب به یک قرن و نیم قبل به مازندران هجرت کردند و نسب معظم له به « ملا محمد شریف کاشانی » که عالمی برجسته و فاضل بوده می رسد به این ترتیب: محمد مهدی فرزند محمد علی فرزند مهدی فرزند حاج محمد کاشی که وی نوه ملا محمد شریف بود.ملا محمد شریف از علمای زمان خود بشمار می آمد او را بعنوان قاضی به قریه «رستمکلا» ـ از توابع شهرستان بهشهر ـ دعوت کردند که بعد یکی از نوادگان او به نام حاج محمد کاشی در کوهستان سکنی گزید و فرزندان او نیز در همان کوهستان ماندگار شدند و به کوهستانی شهرت پیدا کردند.شیخ مهدی با دختر عالم ربانی مرحوم ملا محمد باقر ازدواج کرد که ثمره این پیوند مبارک تنها یادگارش آیت الله حاج شیخ محمد کوهستانی بود.فاطمه کوهستانی ـ همسر حاج شیخ مهدی ـ بانویی باایمان و پاکدامن و مادری خردمند و باکفایت بود. قناعت و ساده زیستی همراه با کیاست و تدبیراز صفات این بانوی صالح به شمار می آمد.از جهت معیشتی وضعیت مناسبی نداشت. اما بسیار سخاوتمند بود و به فقرا و مستمندان رسیدگی می کرد و در برآوردن حوائج آنان می کوشید. به خاندان عصمت و طهارت به ویژه سیدالشهداء علیه السلام علاقه وافر داشت و هفتگی در منزل مراسم روضه و عزا برپا می کرد.از آن جا که وی زنی لایق و مسئولیت شناس بود با از دست دادن همسر دانشمند خود ضعف و سستی به خود راه نداد بلکه به خوبی از عهده مسئولیت خطیر تربیت تنها یادگارش برآمد و در رشد فکری و تعالی روحی او اهتمام ورزید.مادر، پس از اتمام دوره مکتب خانه محمد، فرزندش را جهت تحصیل علوم دینی به حوزه فرستاد و به ادامه دادن راه پدرش تشویقش کرد.مرحوم آیت الله کوهستانی در بعد علمی و فقهی از عالمان برجسته به شمار می رفت. هر چند زهد و تقوای وی زبان زد همگان بود و عوام مردم از وسعت دامنه علمش بی خبر بودند اما هم اساتید ایشان و هم خواص از شاگردان همواره اعتراف به موقعیت بالای علمی وی می نمودند.در فقه و اصول صاحب نظر، در ادبیات عرب توان مند، در دین شناسی عالمی ژرف نگر و در عرفان عملی عارفی با بصیرت بود.ثمره این برجستگی و نبوغ فوق العاده اخذ اجازه اجتهاد از اساتید بزرگ حوزه نجف بود. یکی از فضلا می گوید:وقتی از آیت الله العظمی سید محمود شاهرودی درباره مقام علمی آقای کوهستانی پرسیدیم ایشان فرمودند:وقتی آقای کوهستانی می خواست به وطن بازگردد مرحوم آیت الله نائینی از علمای حاضر در جلسه استفتا درباره اجتهاد ایشان سؤال کرد همگی به اتفاق آرا به اجتهاد و عدالت معظم له شهادت دادند آن گاه آیه الله نائینی از من پرسید، گفتم: « لا شک فی عدالته مجتهد مجتهدُ؛ در عدالت او شکی نیست مجتهد نیز هست.»ایشان از مقدمات تا پایان سطح را در حوزه کوهستان تدریس می فرمودند به گونه ای که بسیاری از شاگردان تا سطح عالی را از محضرشان استفاده نموده و آن گاه با اجازه ایشان به حوزه های بزرگ نجف و قم و مشهد هجرت کردند. برای عده ای از شاگردان خود کتاب نفیس و عمیق  « جواهر الکلام» و طهارت شیخ انصاری را به صورت استدلالی تبیین می نمود به کتاب جواهر خیلی علاقمند بود و بسیار آن را مطالعه می کرد و همواره از مباحثات علمی استقبال شایانی می کرد.بارها شده افرادی از گوشه و کنار می آمدند وقتی با کوهی از علم و فضیلت مواجه می شدند لب به تحسین و مدح و ثنا می گشودند. ایشان نه تنها خوشحال نمیشد بلکه با جمله ای کوتاه و با کمال تواضع و فروتنی فرمود:« چه می فرمایی من که یک آخوند دهاتی بیشتر نیستم ».روزها به سرعت سپری می گشت و بیماری آن مرد الهی هم چنان ادامه داشت و پزشکان و بستگان همه در تب و تاب بودند تا آن که روز پنج شنبه ششم ربیع الاول 1392 بر اثر شدت بیماری آقا جان از هوش رفت، ولی با تلاش پزشکان زحمت کش به هوش آمد.چیزی نگذشت که بار دیگر بی هوش شد و به مدت یک هفته تمام در حال اغما به سر برد و در طول این مدت یکی دو بار بیش تر نتوانست سخن بگوید آن هم به صورت جمله ای کوتاه.از جمله سخنان گهربار او در واپسین لحظات آن بود که فرمود:« مگر راهی غیر از راه خدا هست؟»